شناسه: 61432

خصوصیات اخلاقی شهید

راوی همسر شهید: محسن فوق العاده انسان با احساسی بود. طبع شاعری داشت و خیلی هم شعر حفظ بود. یادم هست روزی که عقد کردیم، کلی برای من شعر خواند، هم از حافظ و سعدی و هم از شعرهای خودش. شوخ طبع بود و اهل بگو و بخند و خیلی هم خوش سفر بود. قاری قرآن بود. آیاتی از قرآن که به جهاد و شهادت مربوط می‌شد را خیلی می‌خواند و با حسرتی که در چشم‌هایش موج می‌زد از جهاد و شهادت حرف می‌زد. مهر ماه سال ۹۰ بود که خدا مرضیه خانم را به ما هدیه داد. محسن عجیب ذوق دخترش را داشت. می‌گفت: «خدا هر پاسداری را که دوست داشته باشد، به او دختر می‌دهد.» وقتی برای زایمان مرا به بیمارستان برد تا صبح پشت در بیمارستان مانده بود و دعا می‌کرد. دخترمان که به دنیا آمد، اولین کسی که دیدم محسن بود، آمد و پیشانی من را بوسید. ما چند تا اسم مد نظر داشتیم. اسم ها را زیر قرآن گذاشتیم و عاقبت اسم مرضیه انتخاب شد. محسن، دخترمان را لطف و عنایت خدا می‌دانست محسن همیشه می گفت سال ۹۰ سالی بود که من سه مدرک گرفتم.
چون همان سال همزمان در دو رشته مشاور علوم تربیتی در دانشگاه پیام نور ومهندسی توپخانه در دانشکده افسری فارغ التحصیل شد. می گفت سومین مدرک هم مدرک پدری است که بزرگ ترین مدرکی است که خدا به من عنایت کرده است.
همسرم، فردی متدین بود نه اینکه به ظاهر تدین داشته باشد! بسیار مرد مهربانی بود؛ اینکه می گویند: طیف مردان از لحاظ ظاهری آدمی خشک هستند من برعکس این حرف ها را در رفتار ایشان دیدم . مثلا عشق شان به خانواده را چه زمانی که در خانه بودند و چه زمانی که از ما دور بودند از طریق پیامک ابراز می کردند، با مرضیه دخترمان که بیش از دو سال نداشته آنقدر بازی می کرد و او را برای تفریح بیرون می برد که این دست کارها با سن و سالی که مرضیه داشت همخوانی نداشت!. وقتی کسی با او صحبت می کرد، کنارش می نشست به صحبت هایش خوب گوش می داد و نه تنها او را آرام بلکه امیدوار هم می کرد.
ادامه می دهد: اگر می توانست کوچکترین خدمتی می توانست در حق دیگران انجام دهد آن را خالصانه در راه خدا انجام می داد و هیچ وقت منتظر نبود کسی به خاطر کمک هایش از او تشکر کند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه