شناسه: 61513

روضه های عصر جمعه شهید مدافع حرم

راوی دختر شهید: پدرم نماز شب می خواند و عصر جمعه ها من و ۴ برادرم را در اتاق جمع می کرد و لباس سفید می پوشید و روضه امام زمان و حضرت زینب می خواند و می گفت: شما سینه بزنید.
جالب بود که بعد از شهادت پدر همرزمانش بازگو کردند که دادمحمد رفتارش به کلی تغییر کرده بود و بسیار خوشحال به نظر می رسید و حتی برای شستن لباس بچه ها سبقت می گرفت.
پدرم شب رفتن آنقدر عجله داشت که یادش رفت از بچه ها خداحافظی کند، شوق حضرت او را از دنیای درونی و بیرونی خارج کرده بود. پدرم انگیزه اش حضرت زینب و وصال به اهل بیت بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه