شناسه: 61549

چادر؛ نخستین هدیه به همسر

راوی همسر شهید : بنده قبل از ازدواج با همسرم چادری نبودم، او هم هیچگاه به من نمی‌گفت که دوست دارم چادری شوی، به یاد دارم که نخستین هدیه‌ای که به من داد یک کتاب و یک چادر بود، گفت وقتی که یاد گرفتی این چادر از کیست و چه هدفی دارد، شروع کن و چادر سر کن؛ در واقع نصیحت کردنش هم خاص بود.
مانند جوان‌های حالا نبود که منتظر باشد تا کار دنبال او بیاید. زمانی که ما ازدواج کردیم او دیپلم داشت و هر کاری انجام می‌داد؛ شب‌ها نگهبان بیمارستان بود، روزها هم در یک کتاب فروشی کار می‌کرد، خاتم زنی هم می‌کرد، تا اینکه برج 12 سال 72 با آزمون رفت دانشگاه سپاه و بعد هم استخدام شد؛ اوایل در نیروی زمینی سپاه اصفهان مامور خرید بود و در اواخر کار هم در قسمت آموزش ستاد نیروهای مسلح خدمت می‌کرد.
وقتی دانشگاه می‌رفت باز هم کار می‌کرد، مستقل بود و به کسی تکیه نکرد، ما زندگیمان را از زیر صفر شروع کردیم؛ اما خیلی به زندگی امیدوار بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه