شناسه: 62068

«سید هادی» جاویدالاثر است

سید هادی هم مسوول عملیات بود و هم مسوول پشتیبانی. ایشان به همراه تعدادی از رزمندگان فاطمیون از «خناثر» به سمت «المیادین» می روند. همرزمان شهید تعریف می کنند چند روز قبل تمام کارها را انجام می دهد. برای مثال موتوربرق ها را تعمیر کرده و می گوید «من در این عملیات می روم و کسی نیست این کارها را انجام دهد.»
هنگامی که عملیات آغاز می شود، گویا رزمنده ها در مکانی گیر می افتند. فرمانده از رزمنده ها می خواهد که یک نفر داوطلب شده و بچه ها را به سمت منطقه عملیاتی ببرد. سید هادی این مسوولیت را قبول کرده و رزمنده ها به منطقه می برد. در منطقه داخل یک کانال گیر می افتند. آتش دشمن سنگین بوده و راهی برای عقب نشینی نداشته اند. سید هادی همراه 4 نفر دیگر به راه می افتد تا راه را برای بچه ها باز کنند. تک تیرانداز داعشی ها ابتدا یک تیر به پای «سید» می زند، او می افتد، پایش را می بندد و دوباره به راهش ادامه می دهد. یک تیر دیگر به کتف شهید اصابت می کند. «سید» به زمین افتاده اما با نیروهایش خودشان را به دیوار یک گاوداری می رسانند. منطقه از دست می رود و رزمنده ها دیگر مجبور به عقب نشینی می شوند اما آن 5 نفر پشت دیوار می مانند. دوستان شهید تعریف می کردند که در آن لحظات بی سیم دست سید هادی بوده و صدای همراهان شهید می آمده که می گفتند «فرمانده شهید شد». ارتباط با بی سیم برای یک ساعت قطع می شود و بعد از آن می شنوند که یک داعشی در حال فحاشی به رزمنده ها بوده است. بعد از آزادی «المیادین» پیکر 4 رزمنده دیگر پیدا شد اما پیکر شهید سید هادی آنجا نبود. احتمال دارد داعشی ها پیکر او را با خود برده و جای دیگری دفن کرده باشند. «سید هادی» فرمانده شهید جاویدالاثر است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه