شناسه: 62103

بدون عنوان

من دو سال از برادرم کوچک‌تر هستم و کودکی خود را با هم گذراندیم، همیشه با یکدیگر بازی می‌کردیم، آن روزها پدرم مغازه لباس فروشی داشت، ما با هم به مغازه می‌رفتیم اما درست زمانی که حواس پدرم نبود از مغازه فرار می‌کردیم و به پارک می‌رفتیم، بازی می‌کردیم و روزهای شیرینی داشتیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه