شناسه: 62105

بدون عنوان

ظطهمان زمانی که برادرم اسیر شده بود، مادرم خواب دید در نزدیکی کوهستانی است و برادرم هم در همان مکان بدون اینکه پیراهنی بر تن داشته باشد، ایستاده است، مادرم قصد دارد او را صدا بزند اما او می‌گوید هیچ چیزی نگوید، بعد از شهادت برادرم، فیلم اسارت ایشان منتشر شد و برادرم با همان حالت درست در همان مکانی که مادرم در خواب دیده بود، حضور داشت، بعدها همرزمانش هم وجود آن مکان و شهادت مجتبی را تایید کردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه