شناسه: 62123

بدون عنوان

آقامجتبی بر اساس تعاریفی ک از سوریه و حرم حضرت زینب سلام الله علیها از دوستانش شنیده بود علاقه مند شد بره سوریه .
تا یکی دو ماه به من میگفت اجازه بده برم اما من دلم راضی نبود تا اینکه دیدم یک روز عکساشو و وسایلشو برداشت و گذاشت تو ساکش ، گفتم چکار میکنی؟ گفت کارامو برای اعزام به سوریه کردم و فردا هم قراره برم، اون شب لباساشو شست و خشک کرد ( لباساشو خودش میشست) و صبح س ۶ حرکت کرد و حدود سه ماه سوریه بود ، برگشت و دوباره ده روز مانده به اردیبهشت ۹۵ رفت و اوایل خردادماه( اوایل ماه رمضان) به شهادت رسید...

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه