شناسه: 62166

بدون عنوان

تا کلاس دهم درس خواند و بعد از آن به کار مشغول شد، در عين حال که کار مي کرد اوقات فراغتش را به کلاس هاي زبان مي رفت و يا مطالعه مي‌کرد تا جايي که مي گفتند با اين که تا کلاس دهم خوانده اما از نظر اطلاعات، هوش و زکاوت با دانشجوها تفاوت چنداني ندارد. خداداد علاوه بر اين که به کلاس زبان انگليسي مي رفت به زبان هاي پشتو، اردو و ازبکي هم مسلط بود و به راحتي با اين اقوام صحبت مي کرد، به خاطر شجاعت و دليري که داشت حتي به مناطق خطرناک افغان‌ها که يکي از اقوام افغانستان هستند، مي رفت و کار خودش که بستني فروشي بود را انجام مي داد و به خاطر چهره و تسلط به زبان پشتو بدون هيچ زحمتي به کاسبي مشغول مي شد.معرفت و مردانگي اش برنمي تافت تا دوستانش را در راه نادرست يا معضلي ببيند و بي تفاوت باشد، يک روز آمد گفت: مادر جان دوستم سيگار مي کشد، شما برويد و مادرش را مطلع کنيد تا مراقبش باشند که سيگار را ترک کند و يا خداي نکرده از سيگار بيشتر نشود، اما اين حرف را از زبان من نگوييد؛ در همان سنين کم هم نگران حال دوستانش مي شد و دغدغه ي آن ها را داشت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه