شناسه: 62175

بدون عنوان

یک روز آمد به من گفت: با چند تا از دوستانم صحبت کردم تا به سوریه برویم. آن زمان زیاد بحث داعش مطرح نبود. گفتم چه خبر است؟! به من گفت: خانم! جواب سؤال تو در تلفن همراهم است. گوشی را روشن کنید، جنایات داعش را نشان می‌دهد. در مورد حضرت زینب (س) است که در شام غریب مانده است. می‌گفت: بی‌بی رقیه و حضرت زینب خیلی غریبند. کفار می‌خواهند حرم حضرت زینب (س) را خراب کنند، اما ما نمی‌گذاریم حتی یک آجر از حرم عمه سادات کم شود. من وقتی صحنه‌های جنایت تکفیری‌ها را از گوشی همسرم دیدم حالم بد شد، جگرم آتش گرفت. تکفیری‌ها حتی به زن و بچه‌ها رحم نکردند. همسرم خیلی با من حرف زد. دیدم خیلی علاقه دارد که مدافع حرم آل‌الله شود. می‌گفت: آرزوی من شهادت است. آرزویم این است که مدافع حرم حضرت زینب شوم. بالاخره راضی شدم، گفتم این‌قدر علاقه داری خدا پشت و پناهت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه