بدون عنوان
طاولین بار سال ۱۳۹۴ از مشهد حرکت کرد. بعد از یک ماه آموزش به سوریه اعزام شد. همان دفعه اول که اعزام شد جنگ شدت گرفته بود. حتی یک مرتبه به مرخصی نیامد و شهید شد. مانند یک پرستو به سوریه رفت. بال پرواز داشت. پسر کوچکم شش ساله بود، میگفت: چرا بابا نمیآید. همسرم دیگر برنگشت. برای اولین بار فروردین ۱۳۹۴ تماس گرفت و عید نوروز را تبریک گفت و بعد از عید هم دو سه بار تماس گرفت. بعد از آن به عملیات رفت و سه هفته هیچ خبری از ایشان نبود تا اینکه مفقودالاثر اعلام شد. هیچ خبری از او نداشتیم. میگفتم شاید مثل شهدای دفاع مقدس چند سال طول بکشد تا خبری برای ما بیاورند. منطقهای که سیدعزیز مفقود شد داعش آنجا مستقر بود و از طرف امریکا پشتیبانی میشد. نیروهایمان نمیتوانستند پیشروی کنند. بعد از یک سال به ما خبر دادند و گفتند یک سنگ قبر یادبود در بهشت رضای مشهد میگذاریم. اول اسفند ۱۳۹۶ همسرم را تشییع نمادین کردند.
ثبت دیدگاه