مثلا رفته بود کرمانشاه
به نقل از یاسر برادر کوچک تر یاسین: در حرف هایش یاسین را با واژه شهید یاد می کند، چند جمله صحبت می کند و به اسم یاسین که می رسد مکثی می کند و دوباره حرف هایش را ادامه می دهد. یاسر می گوید: «دو سال قبل بود که یاسین می گفت یکی از دوستانش در کرمانشاه یک آشپزخانه تاسیس کرده است و او هم می خواهد به کرمانشاه برود تا با دوستش شریک شود و کار و درآمدی برای خودش راه بیندازد اما آن زمان در اصل برای اعزام به سوریه می رفت. بعد از شهادت یاسین به ما گفتند، یاسین جزو واحد اطلاعات عملیات بوده است و به همین دلیل ما هیچ وقت از رفت و آمد و محل دقیق حضوراو اطلاع نداشتیم. همیشه فکر می کردیم که یاسین در تهران و کرمانشاه مشغول کار است. هر از گاهی تماس می گرفت و بعضی وقت ها هم از او بی خبر بودیم. بی خبری ما از این ماجرا تا تیرماه امسال که به شدت مجروح شده بود، ادامه داشت.ما بعد از مجروحیتش، تازه خبر دار شدیم که یاسین در این مدت جزو مدافعان حرم و در سوریه بوده است.»
ثبت دیدگاه