شناسه: 62209

انتخاب شد

راوی همسر شهید: گويا يك روز مرتضي براي خواندن نماز جماعت ظهر و عصر به مسجد پادگان رفته بود كه بعد نماز ليست نفرات داوطلب شده براي اعزام را قرائت مي‌كنند تا نفرات براي رفتن به تيپ ۶۵ نوهد خودشان را آماده كنند. آقا مرتضي متوجه مي‌شود يكي از داوطلبين ليست، حضور ندارد. با كلي اصرار همكارش را راضي مي‌كند به جاي ايشان اعزام بشود و با درخواست‌هاي مكرر فرمانده‌اش را راضي به اين جا به جايي مي‌كند. آن روز وقتي به خانه آمد گفت بايد براي مأموريت به تهران برود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه