خواب و رویای شهید
مادر شهید اخلاقی گفت: شب خواب رضا را دیدم که خوشحال بود، اما سرش را بسته بود و میگفت سرم درد میکند. به دخترهایم گفتم بروید برایش هر چه میخواهد بیاورید تا دردش خوب شود. اما او خندید و رفت، تا چند روز پیش که خبر شهادتش را آوردند.
کنایههای مردم برایم مهم نیست خدا را صدها هزار بار شاکرم که پسرهایم در راه خوبی رفتند امیدوارم فردای قیامت حضرت زهرا(ع) شفاعتم کند.
ثبت دیدگاه