مرد مسئولیتپذیر
راوی: همسر شهید
من چون کارمند بودم، «حامد» مسئولیت «فاطمه» را شبها به عهده میگرفت و شیر خشک درست میکرد، «فاطمه» را تر و خشک میکرد و هرگز نمیگذاشت من از خواب بیدار شوم و کارهای وی را انجام دهم، «حامد» با این که از سه سالگی از نعمت پدر محروم شده بود، ولی خود پدری مهربان و دلسوز بود و علاقه خاصی به بچهها داشت و به «فاطمه» خیلی محبت میکرد. وقتی «حامد» در خانه بود، لحظهای از «فاطمه» جدا نمیشد و با هم مشغول بازی میشدند.
ثبت دیدگاه