با عمل تربیتشان میکردم نه حرف
من فکر میکنم در تربیت بچهها آن کسی که نقش بیشتری دارد مادر است. من خودم همیشه سعی میکردم در عمل به بچههایم نشان دهم چه کاری درست و چه کاری غلط است. یادم نمیآید یکبار به آنها گفته باشم نماز بخوانید، درحالی که مصطفی خودش از کلاس چهارم ابتدایی نماز را شروع کرد. یا تأکید نمیکردم روابط محرم و نامحرم را رعایت کنید، فقط برایشان توضیح دادم مفهوم محرم و نامحرم چیست و باید چگونه رفتار کنیم. یکبار مصطفی در همان دوران ابتدایی با ناراحتی آمد گفت: مامان نمازم قضا شده، با حالت تشویق که آفرین برایت اهمیت دارد، گفتم: پسرم اشکال ندارد قضایش را بخوان. خودم هم وضو گرفتم و با او نماز خواندم. یا مثلا وقتی سوار اتوبوس میشدم یک خانم پیر یا بچهدار میآمد بلند میشدم تا او بنشیند و بچهها با دقت رفتار مرا میدیدند و این کار را یاد گرفتند. اتفاقا یک بار مصطفی روی صندلی اتوبوس نشسته بود، خانمی آمد کنارش نشست اما او بلند شد، خانم به او گفت: جا که هست تو هم بنشین، مصطفی نُچ کرد و بعد آن خانم از من پرسید چرا نمینشیند؟ گفتم: خب شما نامحرم هستید، گفت: یعنی چه؟ تعجب کرده بود که این بچه با سن کم از کجا این موضوعات را میداند.
ثبت دیدگاه