بلوک 30 بهشت رضا
ناصر، برادر شهید محرابی به خاطرهای که سال هاست در گوشه ذهنش ماندگار شده است، اشاره میکند و میگوید: «ما، در اطراف شهر نیشابوریک زمین زعفران داریم. یک روز سر زمین رفتیم و قرار بود تا دیروقت کارکنیم، حسین اصرار داشت پا بهپای کارگرها کار کند. به او گفتم برای این کار کارگر میگیریم. حسین در جواب من گفت: «باید برای جنگ خودم را آماده کنم. جنگیدن نیاز به آمادگی بدنی بالایی دارد و کار هرچقدر سختتر باشد آمادهتر میشوم.» خلاصه آن روزبا کارگرها شروع به کارکردیم. حسین پا بهپای کارگرها کار و زمین را برای کشت زعفران آماده میکرد. موقع نماز ظهر که شد شروع به اذان گفتن کرد و بعد رو به کارگرها کرد و گفت: «هر کس میخواهد بیاید و نماز بخواند. بیست دقیقه وقت دارد و کسی که نمیخواهد نماز اول وقت بخواند به کارش ادامه دهد». کارگرها با تعجب به همدیگر نگاه میکردند چون تا امروز کمتر کسی برای خواندن نماز اول وقت به آنها زمان استراحت داده بود.»از برادر شهید میپرسم اولین کسی که از شهادت حسین آقا باخبر شد چه کسی بود. ناصر در جواب میگوید: «روز شهادت، همسایه حسین آقا با ما تماس گرفتند و گفتند خانواده برادرتان کمی بیقرارند. بهسرعت خودمان را به خانه برادرم رساندیم. وقتی به آن جا رسیدیم همسر ایشان عکسی را داخل یکی از گروههای تلگرامی به ما نشان دادند که زیر عکس نوشتهشده بود حسین جان شهادتت مبارک.»
ناصر مکث میکند و عینکش را روی صورتش کمی جابهجا میکند و ادامه میدهد: «معمولا برخی از خانوادههای شهدای مدافع حرم به همین شکل از شهادت عزیزانشان باخبر شده اند. ما عکس را دیده و همچنان منتظر خبرهای جدید بودیم. روز بعد چند نفر به منزل ما آمدند و خبر شهادت حسین را به ما دادند. روز بعدازآن هم پیکر برادر شهیدمان به مشهد رسید. جالب این جاست که حسین آقا هر پنجشنبه بعدازظهر به بلوک 30 مدافعان حرم بهشت رضا(ع) مشهد میرفت و زیارت عاشورا میخواند و الان هم در همان محل به خاک سپردهشده است.
ثبت دیدگاه