شناسه: 62622

مادر حریف دادش نشد و او به سوریه رفت

برادر شهید از اصرار مادرش در نرفتن داداش شهیدش به سوریه گفت: دادش بار اول در اعزام به سوریه در سال 1392 همراه با برادر کوچکمان آقا مهدی بودند که از ناحیه پا مجروح می شود همین امر باعث شد که مدتی در ایران باشد تا دوره نقاهت را سپری کند و دوباره راهی جبه های سوریه شد. رفت و آمدهایی به ایران و سوریه داشت در یکی از این رفت و آمد ها بعد از دو ماه حضور در سوریه فقط برای مدت کوتاهی به مرخصی می آمد؛ خانواده به خصوص مادرم اصرار شدید در نرفتن مجدد داداش رضا داشتند ولی حریف ماندن او نمی شدند و داداش با حرف هایش مادر را قانع می کرد و همیشه در جواب مادر می گفتند بر من واجب است از بی بی حضرت زینب (س) حمایت کنم نه اینکه اینجا بمانم و به فکر کار خودم باشم.تا اینکه در 27 مهرماه سال 1394به درجه شهادت نایل شدند

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه