عشق به جهاد
راوی عبدالله اکبرزاده: به غیر از فرزند عزیز شهیدم برات علی دو تا از فرزندان دیگر یکی به عنوان خدمت سربازی و یکی هم به عنوان بسیجی در جبهه بودند با تمام این اوضاع براتعلی علاقه و آرزو داشت که در جبهه حضور داشته باشد از من درخواست می کرد که اجازه بدهم مدت شش ماهی را به جبهه برود اما به او می گفتم : برادرهایت در جبهه هستند و من تکلیف دارم که تو را داماد کنم بعد برات علی گفت: نه پدر. من داماد نمی شود باید شش ماه بروم جبهه . گفتم: شما جبهه رفته اید و خدمت سربازی را تمام کرده اید بعد براتعلی گفت من آن زمان سرباز بوده ام و وظیفه ی خدمت سربازی ام را انجام می دادم حالا علاقه دارم که به جبهه بروم اگر سالم برگشتم داماد می شوم و اگر شهید شدم اسم من را روی یکی از فرزندان برادرم بگذارید.
ثبت دیدگاه