شناسه: 62748

تدبير نظامي و مديريت

راوی علیرضا حق گو: یک شب حدود ساعت 9 یا 10 یکدفعه متوجّه شدیم که یکی از برادران کادر که در شهر "ماووت" عراق مسئولیّت حفظ تپّه ای به نام تپّة "تخم مرغی" رذا به عهده داشت ، پشت بی سیم گریه می کند که آقای رضایی من اینجا نمی توانم بمانم . جای مرا عوض کنید . وقتی شهید رضایی پرسید که : چرا نمی توانی بمانی ؟ گفت : حقیقت این است که من از اینجا می ترسم و این جا ، جای ماندن برای من نیست . به هر شکلی که می خواهید مرا تعویض کنید . بنابراین آقای "رضایی" به خاطر اهمیّتی که این منطقه داشت مسئولیّت حفظ آنرا به دیگری سپرد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه