تقيد به انجام کامل ماموريت
راوی علی حسین زاده: عملیات والفجر 9 خدمت آقای رضایی در تیپ یکم ویژه شهدا به فرماندهی سردار شهید محمود کاوه بودیم . کارهای مقدماتی و شناسایی صورت گرفته بود . به منطقه عملیاتی که رسیدیم در خدمت شهید جلسه توجیهی صورت گرفت . ما به گردان امام موسی معرفی شدیم و قرار شد گردان امام علی ( ع ) به فرماندهی شهید جابری در مقابل ما حرکت کند و قسمت ابتدای خط عراق را شهید جابری بشکند و عملیات نفوذی در داخل منطقه عراق را گردان ما ( امام موسی (ع) ) عهده دار شود . شهید کاوه فرمودند قبل از اینکه شهید جابری بخواهد خط را بشکند شما بروید نیروها را درون منطقه پشت سر نیروهای دشمن مستقر کنید که اگر بعد از شکستن خط وارد عمل شوید تلفات بیشتری خواهید داشت . ما بنا به توصیة ایشان رفتیم در منطقه ای شیار مانند که محل عبور آب بود ، مستقر شدیم . منطقه به گونه ای بود که نمی توانستیم بنشینیم . چون سرمان زیر آب می رفت و اگر بلند می شدیم از آب بیرون می آمدیم لذا دشمن ما را می دید . برادران به صورت نیمه نشست در آبراه پشت سر هم قرار گرفتند . شهید صفر علی رضایی وسط گردان قرار داشتند و من جلوی گردان بودم ، متوجه شدم که گلوله ای به وسط نیروها اصابت کرد و تعدادی از عزیزان ما در آنجا شهید و مجروح شدند . به وسط آمدم ، ببینم چه شده ، دیدم شهید رضایی هم یکی از مجروحین این حادثه است . جالب این بود که چند نفری که مجروح شده بودند یک نفر از آنها حتی آخ هم نگفته بود و کسی هم صدایی نشنیده بود به خاطر اینکه عملیات لو نرود و کار با موفقیت صورت بگیرد . این برادران تحمل کردند . وقتی که خدمت شهید رضایی رسیدم و سؤال کردم که وضعیت چگونه است ایشان گفتند که : عادی است و هیچ موردی نیست . خود ایشان گفتند که : مجروح شدم پس از آن نیروها از آبراه خارج شدند . صبح که برگشتیم تا شهدا و مجروحین را از آنجا تخلیه کنیم دیدیم که شهید رضایی دستش را بسته و به گردنش انداخته است . گفتیم چه شده است ؟ گفتند : من دیشب مجروح شدم . ایشان با همان دست مجروح شب مانده بودند و با یکی از گروهانها از ارتفاعی عملیات را ادامه دادند .
ثبت دیدگاه