شناسه: 62790

اعتقاد به ولايت

راوی علی دوستی: جهت عملیّاتی که در پیش داشتیم ، مانوری گذاشته بودند تا عملیّات مشابه انجام دهیم و آمادگی پیدا کنیم ، دیدم شهید رضایی داخل چادر نیست ،‌ رفتم دوری بزنم و برگردم همینطور که داشتم خاکریز را بررسی می کردم . صدای گریه ای نظر مرا جلب کرد وقتی بطرف صدا رفتم دیدم شهید رضایی است . گفتم : نکند اتّفاقی افتاده من هیچوقت شهید را آنقدر دلشکسته و محزون ندیده بودم . سؤال کردم چی شده ؟‍ چرا ناراحتید ؟ شهید گفت : این ضدّ انقلابها و ستون پنجم دل امام عزیزمان را خون کرده اند و بعد جریان امام را با منتظری در رابطة با مهدی هاشمی و اینها شرح داد ، او به گونه ای ناراحت بود که هنگام صحبت کردن نمی توانست خود را از شدّت گریه نگه دارد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه