نفوذ و تاثير کلام
راوی سید محمد مبرقعی: وقتی که مسئولیت گردان امام علی (ع) را به من سپرده بودند . من با اتفاق خانواده در ارومیه بودیم . به شهرستان بازگشتیم تا با جذب نیرو ، گردان خود را شکل بدهم و به جبهه برگردم . سردار منصوری فرمانده لشکر ویژه شهداء به من سفارش کردند که به صفر علی رضایی هم بگویم اگر می توانید با جذب یک گردان نیرو ، مسؤلیت یک گردان را به عهده بگیرید و به جبهه بیاید. وقتی آمدم به اتفاق ایشان برای جذب نیرو به مناطق روستایی رفتیم . چهره او جذب و کلامش نافذ بود سخنرانی نمی کرد . اطاله کلام نداشت و تنها چند جمله کوتاه اساس کار او را تشکیل می داد خیلی صمیمانه به مردم آن هم مردمی که در جایی جمع می شوند بلکه به مردم پراکنده در فراغ کوچه و باغ و محل کارشان می گفت : آقا جان ! برای ابلاغ پیام هل من ناصر ینصرنی آمده ایم ! همین بود و بس . مردم وقتیکه با خبر می شوند که صفر علی رضایی آمده ، مشتاقانه بویش می شناختند ، و ما لیستی را می گذاشتیم و می رفتیم . چند روز بعد از هر روستایی ، 10 الی 15 روز نفر داوطلب اعزام به جبهه از پیر و جوان آمده بودند و بدین ترتیب با کمال تعجب در عرض کمتر از یک هفته ، دو گردان نیرو را سازماندهی کرده و به جبهه های نور علیه ظلمت شتافتیم.
ثبت دیدگاه