عشق به ائمه اطهار
راوی علیرضا یحیی آباد: یکی دو بار که توفیق پیدا کردیم و با هم به مشهد رفتیم . ایشان علی رغم اینکه مداح و روضه خوان نبودند در گوشه ای از حرم می نشستیم و شروع به روضه خواندن می کرد. کم کم صدایش را بلند می کرد و مردم هم دور ما جمع می شدند. با توجه به اینکه مداح نبود و مردم جمع می شدند و می گفتند: ما شا ا... تو مداح هم که هستی؟ می گفت: دیگه چه کار کنیم خیلی زیبا شروع می کرد به روضه خوانی و به ائمه اطهار و خاندان پیامبر اهمیت زیادی می داد. از اینجا که خواستیم به بیرجند برویم ابتدا به مشهد می رفتیم و زیارت می کردیم، بعد به بیرجند می رفتیم.
ثبت دیدگاه