خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی رضا دهقان : یک شب خواب دیدم شهید رضا آمده درب حیاط . آمدم جلو گفتم چرا خانه نمی آیی ؟ ایشان گفت : اجازه ندارم . این در حالی بود که دو پسر بچه ی سید همراه او بودند . به آن بچه ها رسید گفتم از کجا می آیید ؟ گفتند : از نجف می آئیم . از آنها سئوال کردم به کجا می روید ؟ گفتند : می روید به زیارت امام رضا ( ع ) همین طور که نگاه می کردم رفتند در محل مزار شهدای محل که یک مرتبه نا پدید شدند .
ثبت دیدگاه