شناسه: 62980

پيش بيني شهادت

قبل از عملیات من حسین آقا را دیدم و با او صحبت کردم ایشان گفت : این بار آخری است که ما همدیگر را می بینیم . لطفاً در این مورد با کسی حرف نزن. این حرف را که زد اشک از چشمانم جاری شد او را در آغوش گرفتم چند لحظه در همین حالت بودیم. دیگر حسین آقا دیرش شده بود ازهمدیگر خداحافظی کردیم و ایشان رفت . چند ساعتی از این موضوع گذشت که خبر آوردند آقای جوانان شهید شده است . من وقتی نحوه شهادت ایشان را جویا شدم یکی ازدوستان به من گفت : به مجرد اینکه حسین آقا وارد منطقه می شود اورا مسئول یکی از محورها می کنند ایشان بلافاصله به محل ماموریت خود می رود یک ساعتی از حضور ایشان در منطقه نمی گذرد که گلوله ی خمپاره ای در کنارش به زمین می خورد که ترکشاهای آن خمپاره به ایشان اصابت کرده و حسین آقا به شهادت می رسد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه