خاطرات نحوه مجروحيت
راوی احمد شکفته: یک دفعه که با شهید امجدی در منطقه حضور داشتیم دو سه روز مانده بود به شروع عملیات به من می گفت: شما این عملیات را چگونه می بینی؟ گفتم: ان شاءالله مثل عملیات میمک با موفقیت و با پیروزی بر می گردیم. گفت این دفعه شما دوست داری برگردی؟ گفتم: هر چه خدا بخواهد شهادت برای ما زود است و ما که سنی نداریم . گفت: مگر شهید شدن سن و سال می خواهد؟ من که آرزوی شهادت دارم و اگر جنگ تمام شود و شهید نشوم به عملکرد خود شک می کنم. با هم که صحبت می کردیم دیگر به یقین رسیدم که او به همین زودی از پیش ما می رود و به شهادت می رسد که در همان عملیات که شرکت کردیم ایشان به مقام والای شهادت نائل گردید.
ثبت دیدگاه