شناسه: 63112

خواب و روياي شهيد

راوی حسن مهری : سید ابراهیم شجیعی بعد از عملیات بود که مجروح شده بود و دوران نقاهتش را می گذاراند می گفت: یک شب خواب دیدم که پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) در یک منزلی هستند و من هرسه بزرگوار را ملاقات کردم می گفت دو اتاق وجود داشت حدود بیست نفر بودند که داخل اتاق مردم شعارهای زشتی می دادند بر علیه پیامبر می گفت: پیامبر بزرگوار این صحنه ها را توجه می کرد و به حضرت علی (ع) گفت شما بجای من بخواب علی(ع) با یک لبخند بسیار زیبا قبول کرد با این که می دانست خوابیدن جای پیامبر مساوی است با شهادت بعد پیامبر یک عبای مشکی را بر دوشش انداخت و عقب عقب رفت و از درب سمت مردم از خانه خارج شد بعد از رفتن پیامبر(ص) به اتاق دومی که رفتم به بچه ها گفتم پیامبر رفت و علی (ع) امشب در بستر است امشب وظیفه ی ماست که از علی (ع) حفاظت کنیم این تکلیف را به گردان ما نداختنه اند ما باید این کار را انجام بدهیم درادامه گفت همه رفتند و می گفتند زن و بچه ی ما تنها هستند بعضی می گفتند دیوار خانه مان کوتاه است ایشان می گفت با کمال تأسف دیدم همه یکی یکی آمدند و از وسط حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) عبور کردند و رفتند می گفت هر چه التماس کردم هیچکدامشان نماندند و رفتند وقتی از اتاق دوم آمدم و وارد اتاق اول شدم دیدم حضرت زهرا (س) به من گفت تو هم می خواهی بروی برو و این جمله را سه بار تکرار کرد سید ابراهیم در جواب می گویند من می مانم من شما را تنها رها نمی کنم درصورتی که آنها رفتند و امامشان را تنها گذاشتند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه