شناسه: 63134

حلاليت طلبي

راوی جعفر توحیدی پناه : شب وداعیکه قبل از عملیات والفجر 8 در موقعیت شهید داوطلب پشت نخلستانهای آبادان اتفاق افتاد واقعاً شب عجیبی بود من فکر می کنم شبی بود که ملائک به زمین نازل شده بودند سید ابراهیم شجیعی کالک عملیات را پهن کرد قبل از شروع عملیات کالک عملیات را در اتاقی که متعلق به فرماندهی بود گذاشت و تا جانشین دسته ها را جمع کرد و در حالی که روشنایی اتاق فقط یک فانوس بود کالک را تشریح کرد و شروع به حلالیت طلبیدن کرد تک تک بچه ها را درآغوش گرفت گویی به شجیعی الهام شده بود که روحش پرواز خواهد کرد و این کالبد خاکیش طاقت ماندن در این دنیا را ندارد از کوچکترین عضو گردان که معاون دسته بود تا جانشینش حلالیت طلبید و از همه خواست همدیگر را حلال کنند بعد از نماز توی اتاقش رفت یکساعت و نیم طول کشید بچه آنجا عجیب منقلب شده بودند خصوصاً آقای شجیعی چهره ی ملکوتی پیدا کرده بود شاید همه می دانستند که شجیعی ساعتی بیشتر در حضور آنها نیست من چون بی سیم داشتم و منتظر رمز بودم که عملیات شروع شود وقتی از بیسیم رمز یا فاطمه الزهرا(س) اعلام شد آقای شجیعی با صداری گریه از پشت بیسیم رمز را اعلام کرد که از گریه ایشان ما منقلب شدیم وقتی آن طرف آب رفتم باز اولین کسی که من چشمم به او افتاد شجیعی بود گردان عبد ا... مسیر یک کیلومتری اروند را با سه گروهان از سه محور وارد عمل شد اولین قایق هایی بودیم که به طرف دشمن حرکت کردیم و پایمان به خشکی رسید اولین کسی را که در آنجا دیدیم شجیعی بود تعجب کردم پیشتازی و پیشمرگی بسیجیان را شخصاً خودش به گردن می گرفت روز بعدش هنگام تهیه ماسک برای بچه های رزمنده به شهادت رسید و به معبود خودش که شاید مدتها انتظارش را می کشید پیوست.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه