شناسه: 63137

ايجاد روحيه در رزمندگان

راوی ابوالقاسم حسینی : برای انجام عملیات بدر آماده شدیم و پس از خداحافظی رفتیم داخل هور العظیم آنجا پلهایی را با آکاسیف درست کرده بودند که ما در طی روز داخل نیزارها بودیم آخرین توجیهات عملیات توسط سید ابراهیم شجیعی انجام شد و بعد آماده شدیم که به سمت دشمن راه بیفتیم نماز مغرب و عشا را به صورت فرادی خواندیم و مختصر جیره ی شام به عنوان همراه داده شد و راه افتادیم فکر می کنم مقداری عملیات لو رفته بود بر سر راه گردان ما یک سنگر کمین از دشمن قرار داشت که با ید آن را از میان بر می داشتیم و به راه خودمان ادامه می دادیم این سنگر کمین را می گفتند درحد یک دکل نگهبانی است حدود ده نفری بیشتر آنجا نیست وقتی به آنجا رسیدیم دیدیم تمام این قایق ها بخاطر این که در تیررس تیرباری که روبرو تیر اندازی می کرد قرار نگیرد در داخل نیزارها رفته بودند بعد از این که پرس و جو کردیم تیر اندازی خیلی شدید است بالاخره تصمیم گرفتیم خودمان را به فرمانده گردان برسانیم و کسب تکلیف نمائیم ما جلو رفتیم قایق آقای شجیعی به خاطر این که هم علامتی باشد و هم تأمین یک دوشیکا روی قایق کار گذاشته بودند وقتی رفتیم با توجه به این علامت ها قایق آقای شجیعی را پیدا کردیم سؤال کردیم برادر شجیعی چه شده است ؟ گفتند ظاهراً این پست نگهبانی را تقویتش کرده اند هر جور شده باید این پست از میان برداشته شود که ما بتوانیم عملیات را ادامه بدهیم و به اهدافمان دست پیدا کنیم تیر باری که آنجا کار می کرد تیر بار ضد هوایی بود که برای نیروهای زمینی بکار برده می شد به من گفت شما فلان آبراه بروید ما افراد دیگر را به حساب می فرستیم آماده شدیم به چند قایق رفتیم به سمت همان دکل تیر هم کنار ما توی آب اصابت می کرد دیدیم راهی ندارد خود سکاندار قایق ، قایق را سمت نیزار ها گرفت و رفت داخل نیزارها گفتیم شلیک کنیم آر پی جی زن شلیک کرد از آن طرف هم افراد دیگر شلیک کردند ولی ظاهراً این اسکله اینقدر تقویت شده بود که تمام گردان را نگهداشته بود با توجه این که تقویت شده بود گردان را آقای شجیعی متوقف کرد و گفت باید ازهرجا شد اسکله را بگیریم هر تاکتیکی در پیش گرفتیم دیدیم تلفاتمان دارد زیاد می شود با توجه به این که هم داخل آب راه خیلی تیراندازی می شد و هم این که افرادی که می آمدند آن آبراه گنجایش نداشت همه ی افراد با هم بروند و بخواهند آن موضع با بگیرند: آقای شجیعی با فرمانده لشکر ارتباط برقرار کرد دیگر دستور عقب نشینی دادند قایق های از کار افتاده را با قایق های دیگر متصل کردیم و از آن منطقه ی عملیات عقب آمدیم آقای شجیعی ایستاده روی قایق هی حرکت می کرد و دور می زد و افراد را تشویق می کرد که بالاخره این اسکله را باید منهدم کنیم لحظه ای ایشان را آرام ندیدم هدفشان این بود که سد شکسته شود و به هدفها برسد پرسیدیم ما چکار کنیم گفتند از این مسیر بروید . مسیری بود که نیزارهای پراکنده تری داشت به محضی که ما از این رفتیم آنجا را هم زیر نظر داشتند چون دکل و اسکله ی بلندی داشتند در دید قرار گرفته بودیم دوباره تیر اندازی به سمت ما شروع شد به محض اینکه تیر بار چی تیر خورد دیدیم تلفات دارد همین جوری زیاد می شود آمدیم خدمت آقای شجیعی و گفتیم تیربارچی ما تیر خورده و واقعاً از این طرف هم رفتن مشکل است با تماسهایی که گرفته بودند بحث عقب نشینی مطرح شد دیگر آمدیم از محور دیگر وارد عمل شدیم خود شجیعی هم از سمت راست سینه مورد اصابت گلوله واقع شده بود، دستش را گذاشته بود روی سینه گفتم برادر شجیعی چی شده است؟ گفتند طوری نشده است برای اینکه تضعیف روحیه نشود و با همانحال نیروها را هدایت می کردند بعد از این که دستور عقب نشینی صادر شد علی رغم میل باطنی ایشان گفتند بر گردیم گفتم آقای شجیعی برگردیم یک تشری به من زد که آنقدر آن تشر شیرین بود که هنوز اگر زنده بودند حاضر بودم در زیر دست ایشان خدمت کنم الآن هم همیشه آن تشر را روی سر خوردم می بینم ناراحت بودند از این کرد دستور عقب نشینی داده بود و ما باید بر گشت می گشتیم گفت به تو می گویم برگرد این قایقها را هم بکسل بکنید و برگردید عقب.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه