خاطرات شناسه: 63188 ۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۱ 0 دیدگاه اخلاص عمل یک مرتبه که مجروح شده بود من به عیادت ایشان رفتم در حین صحبت پرسیدم که شما چگونه مجروح شدید؟ ایشان آنقدر شکسته نفسی می کرد که حاضر نبود بگوید توسط تیربار دشمن و گفت: دو پایم یر خورده است و به این وضع افتادم.
ثبت دیدگاه