شناسه: 63194

عشق به جهاد

راوی غلامرضا روح بخش فرجی : به خاطر دارم زمانیکه که من تصمیم گرفتم به جبهه بروم، محمد اصرار کرد که با من به جبهه بیاید. از او خواستم که رضایت مادرش را جلب کند و سپس همراه من عازم شود. او هم نزد مادرش رفت و گفت: مادر جان، اگر رضایت ندهید، روز قیامت جلوی شما را خواهم گرفت و با شنیدن این حرف مادرش رضایت داد و محمد هم با خوشحالی به من گفت: پدر جان تو مرا از قید دنیا رها کردی.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه