شناسه: 63229

آخرين وداع با خانواده

راوی ابراهیم خانی: در زمان شهادت فرزندم حسین خانی خودم رد جبهه بودم . صبح بعد از حمله برگشت و نماز صبح بجا آورد و غسل شهادت کرد و دوباره به خط رفت . وقتی برگشت با یک حالت عصبانی به من گفت : پدر جان من قابل نبودم که شهید شوم و بعد وسایل و وصیت نامه اش را به من داد و دوباره رفت که دوستانش او را از این کار منع می کردند . ولی ایشان امتناع می کرد و رفت و بلاخره بدست منافقان شهید شد و من پشت خط منتظر بودم عده ای گفتند : او مجروح شده است . تا این که یک دوست سیدی داشت . وقتی مرا دید خیلی ناراحت شد . به او گفتم تو را به جدت قسم که راستش را بگو . آیا حسن شهید شده است ؟ گفت : بلی جنازه را همراهی کرد و درحالی که گریه می کرد با قطار به تهران آمدیم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه