شناسه: 63242

خاطرات نحوه مجروحيت

راوی غلامعلی حصار پرور: فرزندم یعقوبعلی در عملیات رمضان شرکت کرده بود که آنجا مجروح می شود و ایشان را به بیمارستانی در تبریز برده بودند که ما اصلاً متوجه نشدیم ، تا اینکه بعد از 3 ماه ایشان به مرخصی آمد و دیدم پیشانیش را بسته است گفتم : چه شده و اصرار کردم تا اینکه گفت : در عملیات رمضان بودیم که در حین عملیات یکی ا همرزمانم مجروح شده بود و آنجا افتاده بود که من مجروح را به پشتم گرفتم که ببرم به پشت خط ، که بعد خودم هم در اثر اصابت ترکش به پیشانی ام مجروح شدم و دیگر نفهمیدم که آن بنده خدایی را که به پشت گرفته بودم چه شد و وقتی چشمانم را باز کردم خود را در بیمارستان دیدم که مجروح شده ام .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه