شناسه: 63291

خاطرات بعد از مجروحيت

راوی هادی دهقان نیری : یادم می آید چندروزی درخط بودیم و خیلی خسته و کثیف شده بودیم به همراه آقای بابوریان ویکی دیگر از برادران به پادگان شهید چراغچی در اهواز رفتیم تا درآنجا به حمام برویم و استراحت کنیم . در حمام وقتی بدن ایشان را دیدم تعجب کردم چون یک جای سالم در بدنش نبود دقیقاً از سرشانه اش تا پایین شکمش حدوداً رد صد تا بخیه بود از اوپرسیدم اینها رد چیست ؟ گفت : در عملیات خیبر در پشت خاکریز بودم که بر اثر اصابت مستقیم گلوله به خاکریز من مجروح شدم و بخیه ها رد همان مجروحیت است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه