شناسه: 63319

خبر شهادت

راوی گلثوم بختی : یکروز همسر اسماعیل به خانه ما تلفن زد در حالیکه صداى اسماعیل هم مى‏آمد. گفت: مادر، حال اسماعیل خراب است، خودتان را برسانید. در آن لحظه به دلم الهام شد که اسماعیل در حال شهید شدن است. سریع چادرم را سرم کردم و به پدرش گفتم: من تا بیرون مى‏روم چیزى بخرم. وقتى بالاى سر اسماعیل رسیدم دیدم او شهید شده است. همانجا گفتم: خدایا امانتى را که به من داده بودى در راه خودت دادم. قبول کن... !

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه