شناسه: 63391

دقت در حلال و حرام

راوی محمد توانائی مروی : یکروز در دفتر فرماندهی عده ای از بچه ها به همراه برادر نظافت نشسته بودند که یکی از برادران بلند می شود و تعدادی شکلات را در بین بچه ها تقسیم می کند . یکی از این شکلاتها را محمد رضا می گیرد و مشغول خوردن می شود که می گویند این شکلاتها تکی است و ما این شکلاتها را از کمی تک زده ایم محمد رضا سئوال می کند اینها را از چه کسی تک زده اید ؟ می گویند از برادر امیر نظری او یکی از بچه های شوخ واحد راست و تمام بچه ها او را می شناسند . محمد رضا در همانجا شکلات را از دهانش بیرون می آورد و از خوردن آن امتناع می کند و می گوید : چونکه اینها متعلق به کسی است که خبر ندارد این شکلاتها را چه کسی می خورد و احتمال دارد که صاحبش راضی نباشد من بدون اجازه صاحبش نمی خورم . برادرهای دیگر می گویند : امیر از خودمان هست گذشته از این ا واز همه تک می زند چه اشکالی دارد حالا یک مرتبه هم ما شکلات امیر را بخوریم محمد رضا می گوید : فرقی نمی کند و باید با اجازه صاحبش باشد . محمد رضا حتی پس از این جریان زمانیکه امیر را می بیند جریان رابه او می گوید و طلب بخشش می کند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه