لحظه و نحوه شهادت
راوی محمد توانائی مروی : قبل از عملیات والفجر 8 برادر محمد رضا نظافت در آخرین سخنرانی که در جمع برادرا ن بسیجی کرد فرمودند : فردا شب عملیات می باشد و هر کس از نظر جسمی و روحی مشکلی دارد و به امید برگشتن به نزد خانواده اش آمده است حق اینکه به همراه ما بیای درا ندارد . برادر نظافت در آنجا یاری از کربلا کردند و گفتند : مدت کمی را سکوت می کنیم هر کس که نمی خواهد به همراه ما بیاید از جمع ما برود چونکه ما در این عملیات باید نیرویی داشته باشیم که اگر همه در کنار هم شهید شدیم بقیه به عقب برنگردند . در عملیات والفجر 8 برادر محمد رضا نظافت فرمانده گردان فلق بودند و ایشان آن شب را تا صبح با بی سیم با ما در ارتباط بودند و صبح که شد ما با روحیه قوی برادر نظافت روبرو شدیم و چونکه تا آن لحظه جمعی از برادران ما مجروح و شهید شده بودند آن روحیه قوی و آن شجاعت و ایثارگری ایشان به ما روحیه می داد . ما در خاکریزی که از دشمن گرفته بودیم پدافند کردیم ولی حدوداً نزدیکیهای ساعت 30: 3 بعد از ظهر بود که از طرف دشمن فشار زیادی بر ما وارد شد و عراقیها جلو آمدند به طوریکه ما به وسیله نارنجک دستی که به سوی دشمن می انداختیم از خط محافظت می کردیم . این فشار ها ادامه داشت تا اینکه برادر نظافت به من گفتند مسئولیت گوشه دیگر خاکریز را بر عهده بگیرم اما من به برادر نظافت گفتم : اگر من مسئولیت آن قسمت را بر عهده بگیرم و از عهده این کار برنیایم و از آن سمت کسی به عقب بیاییم بدون شک شما ها هم یا اسیر و یا شهید خواهید شد بنابراین من مسئولیت آن گوشه را قبول نمی کنم چونکه مسئولیت خیلی سنگین می باشد . برادر محمد رضا نظافت در جواب من فرمودند : شما به آن قسمت برو و تا زمانیکه زنده هستی در آن قسمت بمان اما زمانیکه شهید شدید این مسئولیت از گردنتان ساقط خواهد شد . ساعت 5 بعد از ظهر 21/11/64 بود که برادر نظافت ازنا حیه دست مجروح می شود . ایشان بدون کوچکترین مکثی به کار خود و فرماندهی گردان ادامه دادند حتی خواستم به ایشان بگویم بهتر است شما به عقب بروی داما ترسیدم ایشان را ناراحت کنم چونکه از بچه های کادر گردان فقط من و ایشان و برادر دیگری بنام برات زنده بودیم . حدوداً ساعت 10 شب بود که ناگهان یک گلوله خمپاره 60 به داخل سنگر برادر محمد رضا نظافت که در 5 متری ما قرار داشت اصابت می کند . اتفاقاً پزشکیار گروهان هم در کنار من بود به او گفتم سریعاً برو و ببین اگر برادر نظافت مجروح شده سریعاً ایشان را به پلی که در عقبه است برسانم . زمانیکه پزشکیار رفت گفت برادر نظافت به همراه برادران رضائیان و موسوی که بی سیم چی های گردان بوده اند به شهادت رسیده اند . رفتم وبه وسیله بی سیم تانک با عقبه ببرید .
ثبت دیدگاه