شناسه: 63414

تواضع و فروتني

راوی محمد توانائی مروی : رضا خیلی در کارهایش دقت می کرد که ریا نشود به طوریکه من به یاد دارم یکسری مجروح شده بود و در بیمارستان بستری بودند که من برای دیدن و ملاقات از ایشان به بیمارستان رفتم. اتفاقاً همان روز هم برای مصاحبه با مجروحین به بیمارستان آمده بودند. محمد رضا هم به خاطر اینکه با او مصاحبه ای نشود که بخواهد باعث ریا بشود به من گفت: ببخشید مادر اگر ممکن است چند لحظه بیرون باشید. گفتم: برای چی مادر؟ محمد رضا گفت: دارند می آیند که با مجروحین مصاحبه کنند ولی من نمی خواهم که با من مصاحبه ای بشود. من از اتاق بیرون رفتم و محمد رضا هم پتو را بر روی سرش کشید و خودش را مخفی کرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه