شناسه: 63424

دقت در حلال و حرام

راوی محمد توانائی مروی : روزی در دفتر فرماندهی با عده ای از دوستان نشسته بودیم که یکی از بچه ها بین نیروها شکلات تقسیم کرد. یکی از آن شکلات ها را برادر محمدرضا برداشت و داخل دهانش گذاشت و بعد پرسید شکلاتها را از کجا آوردید؟ آن شخص گفت: از برادر امیر نظری تک زدیم زیرا او همیشه از ما چیزی بر می دارد. با شنیدن این حرف بلافاصله آقا رضا شکلات را از دهانش بیرون آورد و از خوردن آن امتناع ورزید و گفت: چون بی‌اجازه او برداشتید نمی خورم. یکی از بچه ها گفت: بابا، امیر از خودمان است در ثانی او از همه تک می زند چه اشکالی دارد یکدفعه هم ما از او تک بزنیم. ایشان گفت: فرقی نمی کند ما باید از او اجازه می گرفتیم. بعدها شنیدم که وقتی امیر نظری را می بیند از او طلب بخشش و حلالیت می کند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه