شناسه: 63442

آخرين وداع با خانواده

راوی طیبه حبیبی : زن دایی مجتبی می گفت: بعد از رفتن مجتبی دایی اش با صدای بلند گریه می کرد به ایشان گفتم چرا گریه می کنی؟ گفت: مجتبی دیگر بر نمی گردد. پرسیدم: چرا؟ گفت: آخر مجتبی با یک حرکاتی رفت و من تا بحال سراسیمه دنبالش نرفتم ولی این دفعه مجتبی تا جایی که رفت دنبالش رفت دفعات قبل از پشت خانه می رفت که کسی او را نبیند ولی این دفعه از وسط بیدخت می رفت و با همه ی مردم خداحافظی کرد و فکر می کنم به او الهام شده بود که می خواهد شهید شود و چون برادرم اولین بار بود که می رفت و با همه خداحافظی می کرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه