شناسه: 63475

خاطرات سياسي

راوی سید ابوالقاسم ابراهیمی: به یاد دارم یکی از دوستان فرزندم سیدمحمد خاطره ای از ایشان را این گونه برایم نقل می کرد: یک روز که به همراه سیدمحمد به تظاهرات رفته بودیم بر اثر درگیری میان مردم و ماموران شاه دستش خونی می شود و آن را به دیوار می زند و جای دستش روی دیوار می ماند و هر موقع که از آنجا عبور می کردیم به یاد فرزندمان سیدمحمد می افتادیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه