شناسه: 63497

ناظر و شاهد بودن شهيد برامور

راوی فاطمه زنجانی طلب: یک شب یادم هست که دخترم خیلی تب شدیدی کرده بود ، من همه بچه ها را روی دست گرفته بودم و مرتباً راه می بردم . بعد از چند ساعتی که تب بچه کمتر شد آمدم داخل اتاق و چون خیلی خسته شده بودم خوابم برد. در عالم خواب جواد را دیدم که به من گفت : بهشت از آن توست ، تو انتظار بهشت را داشته باش .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه