شناسه: 63512

رعايت آداب مستحب

راوی سید هاشم موسوی: در منطقه عملیاتی سومار قرار بود یک عملیات شناسایی انجام دهیم روز جمعه بود به همراه شهید حاجی و چند نفر از برادران دیگر از جمله شهید نظرنژاد، شهید بصیر و شهید ابراهیمی، راه افتادیم، چند ساعتی را که جلو رفتیم ، ایشان اصرار داشت که هر طوری هست باید غسل جمعه کند، ولی بچه ها موافق نبودند ، چون ممکن بود هر لحظه شناسایی شویم و وقت نداشتیم ولی ایشان خیلی مصر بود. به هر حال راه افتادیم، و ایشان از اینکه نتوانسته بود غسل کند، خیلی ناراحت بود، و هر چه به اذان ظهر نزدیکتر می شدیم ایشان دلشوره اش زیادتر می شد. بعد از چند ساعتی راهپیمایی قرار شد که چند لحظه در یک مکانی که امنیت بیشتری داشت، استراحت کنیم، به محض اینکه بچه ها نشستند ایشان گفت: حا لا که چند دقیقه ای هستیم، من برای رفع حاجت می روم، و رفتند، بعد از چند لحظه دیدم ایشان برگشتند در حالی که موهایشان خیس بود ، بنده تعجب کردم ، پرسیدم : از کجا آب پیدا کرده ای که سرت را شسته ای ؟ ایشان گفت : مقداری آب باران پیدا کرده ام و غسل نمودم. بعد از آن وقتی حرکت کردیم، یک آرامش عجیبی در چهره ایشان پیدا شده بود و بخاطر اینکه توانسته بود غسل جمعه را بجای آورد یک شادابی عجیبی در چهره اش موج می زد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه