محبوبيت شهيد نزد ديگران
راوی علی رمضانی : برادری داشتیم به نام عباسی که از نظر سنی از همة ما بزرگتر بود (بهدها شهید شد) او رانندگی را دوست داشت و به همین خاطر رانندة برادر موسوی، مسئول واحد تخریب شده بود. اگر به او می گفتی: حاجی ماشین را بده دو قدم ببرم جلو نمی داد. می گفت: نه همین دو قدم خودم تو را می برم، امّا ماشین را نمی دهم. حتّی در حضور برادر موسوی ماشین را به کسی نمی داد و گفت: این ماشین تحویل من است و رانندگی اش هم بر عهدة من است. هرجا بخواهید بروید، اگر برادر موسوی اجازه بدهند، من حرفی ندارم، شما را می برم. برادر موسوی هم هیچ وقت به او امر و نهی نمی کرد که مثلاً این کار را انجام بده یا انجام نده. رفتار و کردار برادر موسوی چنان در شهید عباسی تأثیر گذاشته بود که او را شیفتة خودش کرده بود و عباسی حاضر نبود یک لحظه ماشینش را به کسی بدهد و از برادر موسوی جدا شود. به اینکه گاهی اوقات بسیار خسته می شد، امّا رانندگی ماشین برادر موسوی را به فرد دیگری تحویل نمی داد.
ثبت دیدگاه