شناسه: 63585

بدون موضوع

راوی محمدرضا بیژنی : دوستانش می گفتند: ایشان از مأموریت 3 روزه برگشته بود و خسته و غمگین به نظر می رسید. گفتیم: چه شده است؟ او که زار زار گریه می کرد گفت: جنگ تمام شد و من به آرزویم نرسیدم و لیاقت نداشتم که به شهادت برسم. در این موقع خبردار شدیم که منافقین حمله کرده اند. بالاخره او در عملیات مرصاد در درگیری که بین منافقین و رزمندگان رخ داد به آرزویش رسید و به سوی معشوق خویش پر کشید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه