شناسه: 63599

همت در رفع مشکل ديگران

راوی محسن رجایی : در دورة آموزشی نزدیک گوش یکی از نیروها تیری شلیک کرده بودم. او پیش برادر موسوی رفته و به خاطر این عملم از من شکایت کرده و گفته بود. فلانی از عمد نزدیک گوشم تیر شلیک کرده است در صورتی که من هیچ تخلّفی مرتکب نشده بودم و فلانی همینطوری خوشش آمده، تیر شلیک کرده و الآن گوشم به شدت درد می کند و من از او گله مند هستم. برادر موسوی مرا خواست و گفت: شما به چه دلیلی این کار را انجام دادی؟ گفتم: در آموزش که حلوا پخش نمی کنند. این بابا می خواهد تخریبی بسود، باید برود زیر آتش دوشیکا بایستد و مین خنثی کند، حالا شما می گویی چرا بیخ گوشش تیر شلیک کردی، خوب تیر شلیک کردیم که کردیم، این آموزش است، باید بیشتر از این شلیک کنیم. برادر موسوی گفت: اگر اینها به خاطر آموزش باشد، هیچ اشکالی ندارد بدترش را هم بزنید ولی به خاطر آموزش باشد نه به خاطر هوی و هوس که اگر اینطور باشد، حق چنین کاری را ندارید. گفتم: مطمئن باشید که به خاطر هوی و هوس نبوده و فقط به خاطر آموزش بوده است. گفت: خوب، اگر این طور که می گویی بوده، برو ولی اگر غیر از این باشد که می گویی، کار درستی نکردی، این مملکت صاحب دارد و شما حق چنین کارهایی را ندارید. و معمولاً اگر کسی جهت رسیدگی به شلیکش پیش برادر موسوی می رفت، او به شکل یک قاضی به شکایت او رسیدگی می کرد و هر دو نفر را احضار می کرد تا مشکل حل شود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه