تولد و کودکي
راوی سید علی موسوی مقدم : زمان کودکی حسین آقا ، روزی مادرم گفت : برو برادرت را صدا کن بیاید . وقتی رفتم . صدایش کنم ، دیدم تمام دستمزدش را که در آن موقع 5 ریال بود . بیسکویت و شکلات گرفته و بین دوستانش تقسیم می کند . وقتی به چشمش به من افتاد ، گفت : بیا برادر ! که به موقع رسیدی . من با دیدن بیسکویت و شکلات خوشحال شدم و دوان دوان به طرفش رفتم .
ثبت دیدگاه