حسن برخورد
راوی محسن وهاب رجایی : این اواخر یادم هست که من به دلایلی مقداری تنبل شده بودم زیرا چند روزی در عقبه مانده بودم و خیلی اصرار در شرکت مراسم صبحگاهی و دعا نداشتم و تا حدودی گوشه نشینی اختیار کرده بودم، سیّد حسین موسوی مقدّم چند بار افرادی را فرستاده بود که به فلانی بگویید چرا در صبحگاه شرکت نمی کند. گفتم : بگویید که حالش را ندارم یک روز صبح به اتاق من آمد و مرا بیدار کرد و گفت اگر صبحگاه نمی خواهی بیایی مشکلی نیست ولی قبل از صبحگاه که قرآن می خوانند برو بایست و قرآنت را بخوان بعد بیا و بخواب این برخورد شهید به گونه ای روی من تأثیر گذاشت که از آن به بعد در مراسم صبحگاهی شرکت می کردم.
ثبت دیدگاه