عشق به ائمه اطهار
راوی زهرا تیموری: به خاطر دارم یک سال برادرم برای گذراندن دوره آموزشی تراشکاری به شهر دیگری رفته بود یک روزی اطلاع پیدا کردیم که او می خواهد به منزل برگردد همگی در منزل پدرمان جمع شده بودیم و درباره سختیها و مشکلاتی که او طی این سال متحمل شده بود بحث می کردیم در حالی که همه ما منتظر ورود او بودیم اما از او خبری نشد بعد که بیرون آمدیم وبه ترمینال رفتیم دیدیم او دو ساعت قبل وارد مشهد شد وقتی از او سوال کردیم دیدم اول زیارت امام رضا(ع) رفته بعد منزل آمد.
ثبت دیدگاه