شناسه: 63698

تولد و کودکي

راوی زهرا شجاعی : روزی با پسرم به حرم مطهر رفتم که در راه محمد رضا از من خواست تا برایش گوجه سبز بخرم من هم طوری می خواستم او را به اصطلاح از سرم باز کنم. به او گفتم: پسرم برویم حرم از امام رضا پول بگیریم وقتی امام رضا پول داد برایت می خرم. برای لحظه ای که حواسم از او دور شد دیدم آمده و می گوید بیا مادر این هم پول دیدم در دستش (2 ریال) پول است. با ترس و ناراحتی گفتم: این پول را از کجا آوردی گفت: از امام رضا (ع) گرفتم دیدم مردی که مغازه عکاسی داشت در اطراف حرم به سوی او می خندد به طرف ایشان رفتم که آقا شما پول به این پسر دادید مرد خندید و گفت نه پسر شما به سمت عکس امام رضا آمده بود و به آقا نگاه می کرد دستش را دراز کرده بود و به امام رضا می گفت: پول بده تا به مادرم بدهم برام گوجه سبز بخرد در این حین یکی از مشتریهای من که فردی روحانی بود این را دید پولی در دست پسر شما گذاشت و رفت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه